من نشانی از تو ندارم .....
اما نشانی ام را برای تو مینویسم .....
در عصرهای انتظار به حوالی بی کسی قدم بگذار....
خیابان غربت را پیدا کن ووارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو ....
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام .. ..
در کلبه را باز کن ...
به سراغ بغض خیس پنجره برو حریر غمش را کنار بزن....
مرا خواهی دید....
با بغضی کویری که غرق عصاره انتظار است پشت دیوار دردهایم نشسته ام....